پرش به محتوا

حساب‌ها

هر حساب یک نفر دارد که جواب می‌دهد

مشتری زنگ می‌زند و کسی می‌پرسد «این با کی بود؟». جوابِ ما یک نقش است که دقیقاً یک چیز می‌دهد: دیدن. باقیِ اجازه‌ها همان‌جا می‌مانند که بودند.

۵ دقیقه مطالعه

این با کی بود؟

در شرکتِ خدماتی، حساب از دستِ چند نفر می‌گذرد: کسی که معرفی کرده، کسی که فروخته، کسی که اجرا می‌کند. وقتی مشتری زنگ می‌زند، این پرسش که «این با کی بود؟» پرسشی دربارهٔ حافظهٔ سازمان است، و اگر جوابش در سرِ آدم‌ها باشد، با رفتنِ آدم‌ها می‌رود.

پس برای هر سازمان یک نفر می‌گذاریم که جواب بدهد: مدیرِ حساب. مدیرِ فضای کاری تعیینش می‌کند یا مدیرِ فعلی به دیگری می‌سپاردش، و هر دو کار با نامِ کننده و زمانش ثبت می‌شود.

دقیقاً چه اجازه‌ای می‌گیرد

یک چیز: دیدن. مدیرِ حساب سازمان و هرچه روی صفحهٔ آن است را می‌خواند، حتی اگر در هیچ معامله‌ای از آن نباشد. همین. اجازهٔ ویرایش، حذف یا جابه‌جاییِ مرحله با این نقش نمی‌آید؛ آن‌ها همان‌جا می‌مانند که بودند: روی تیمِ هر معامله.

این سخت‌گیری عمدی است. نقشی که یک اجازهٔ مشخص می‌دهد، قابلِ توضیح است؛ نقشی که «مسئولِ همه‌چیز» باشد، بعد از یک سال هیچ‌کس نمی‌داند چه می‌کند.

و کنارِ آن

سه چیزِ دیگر که همان روز رسید

  • مسئولانِ مخاطب

    هر مخاطب مجموعه‌ای از مسئولان دارد؛ سازنده‌اش از اول در آن است و می‌تواند خودش را بیرون بکشد. مسئول بودن روی مخاطبِ خصوصی یعنی دیدنِ او، و همین.

  • هلدینگ گروهش را می‌بیند

    مالکیت بین سازمان‌ها با درصدِ سهم ثبت می‌شود و صفحهٔ هلدینگ فرصت‌ها و پروژه‌های کلِ گروهِ تحتِ کنترل را نشان می‌دهد؛ صد زیرمجموعه از یک جدولِ چسبانده‌شده.

  • دو بلوکِ پول

    برآوردِ قیفِ فروش و مبلغِ قراردادهای امضاشده، به تفکیکِ ارز، و هیچ‌وقت جمع‌نشده؛ چون دو ارز را بی نرخِ تبدیل نمی‌شود جمع زد و محصول نرخ ندارد.

عدسیِ «حساب‌های من»

فهرستِ سازمان‌ها ستونِ مدیر دارد و عدسیِ «حساب‌های من» فهرست را به سازمان‌هایی محدود می‌کند که مدیرشان شمایید. عدسی فقط محدود می‌کند؛ هیچ‌وقت چیزی را که نمی‌بینید نشان نمی‌دهد.

به هر حساب یک نفر بدهید

سازمان‌هایتان را وارد کنید و برای هر یک مدیری تعیین کنید.