نرمافزار CRM برای شرکتهای خدماتی و فروش سازمانی
معامله را از دست ندادید؛ از یاد رفت.
پالسآپ حافظهٔ تیم شماست؛ از اولین جلسه تا آخرین تحویل.

این جملهها آشنا نیست؟
- «فکر کردم قرار بود شما پیگیری کنید»
- «دفعهٔ قبل چه قولی دادیم؟»
- «آن فایل را کی فرستاده بود؟»
- «رضایی رفت؛ پروژهاش دست کیست؟»
- «شش ماه است با این مشتری تماس نگرفتهایم»
- «این را که قبلاً جواب داده بودیم»
خودِ محصول
چهار صفحه که هر روز باز میکنید
قیف فروشهر فرصت، با مرحله و مبلغش
- هر مرحله میگوید چه چیزی از آن انتظار میرود
- هرچه فرستاده شده، با تاریخش ثبت است
- فرصتِ برنده، خودش پروژه میشود
جلسههاجلسه، صورتجلسهاش را خودش مینویسد
- اسمِ مشتری همان لحظه شناخته میشود
- تصمیم و کار، با تأیید شما به صفحهٔ درست میرود
- هر کس فقط بخشی را میبیند که حق دارد
مخاطبینبرای هر حساب، یک نفر جواب میدهد
- هر سازمان یک مدیر حساب دارد
- هر مخاطب، مسئولانِ خودش را
- هلدینگ، همهٔ گروهش را یکجا میبیند
پالسپالس میگوید امروز سراغ کدام حساب بروید
- یک صف، با دلیلِ هر مورد
- خوب است، نیاز به اقدام، یا تعویق؛ با یک ضربه
- حسابی که ساکت مانده، خودش برمیگردد
پالسآپ یک CRM است که سازمان را بهجای شما به یاد میآورد
- جلسه
- سند
- گفتوگو
پالسآپ
حافظهٔ سازمان
- حسابِ ساکت خودش خبر میدهد
- جواب، با نشانیِ منبعش
- قیف فروشی که کسی پرش نمیکند
روی گوشی
همهٔ کار، در جیبِ شما

امروز
کارها و جلسههای امروز

قیف فروش
هر فرصت در مرحلهٔ خودش

مرور پالس
یکییکی، با یک ضربه

جلسهها
هفتهٔ پیش رو

مخاطبین
آدمها و سازمانها
قابل راستیآزمایی
پنج جمله که میتوانید امتحان کنید
دستیار فقط از چیزی جواب میدهد که پرسنده حق دیدنش را دارد.
هیچ کاری بی «بله»ی یک آدم انجام نمیشود.
هزینهٔ هر فراخوانِ مدل، پیش از زدنِ کلید نشان داده میشود.
تاریخچهٔ مرحلهها فقط اضافه میشود؛ ویرایش و حذف ندارد.
روی سرور ما، یا کاملاً روی سرور خودتان، بی هیچ تماسی با بیرون.
برای چه تیمهایی
کاری که ماهها طول میکشد و چند نفر پایش هستند
تیمهای ۵ تا ۵۰ نفرهای که دانشِ حسابها امروز در سرِ آدمها و گروههای واتساپ است.
شرکتهای مشاوره
چند پروژهٔ همزمان، و قیف فروشی که شرکا به آن اتکا میکنند.
«مأموریت تمام شد و دانشش با خودِ تیم رفت.»
فروش صنعتی و سازمانی
چرخهٔ طولانی، چند تصمیمگیرنده، و قولی که از یاد نمیرود.
«شش ماه مذاکره، و صورتجلسهها توی گوشیِ من است.»
حسابداری و حسابرسی
انبوهِ مدارک مشتری، به پروندهای کاری با مدرکِ پیوست تبدیل میشود.
«مدرکش هست؛ فقط هیچکس نمیداند کجا.»
تیمهای مالی داخلی
بستن دوره و توضیح انحراف، بیآنکه هر ماه به همان اکسل برگردید.
«بستنِ این ماه هم به همان اکسلِ همیشگی رسید.»
سرمایهگذاری
جریان معاملات، بررسی موشکافانه و پورتفوی، روی یک سابقهٔ واحد.
«این شرکت را دو سال پیش هم بررسی کرده بودیم؛ کجا؟»
بانک و تأمین مالی
صورتهای مالیِ وامگیرنده، چند دقیقهای استاندارد میشود.
مشاوران مستقل
یک نفر، با نظمِ یک مؤسسه.
«همهچیز در ذهنِ خودم است؛ همین نگرانم میکند.»
چهار پرسشی که همیشه میشنویم
ما که CRM داریم.
احتمالاً کسی هم بهروزش نمیکند. اینجا قیف فروش از کارِ روزمره ساخته میشود: از جلسه، یادداشت و پیام صوتی. اگر تیم شما CRM فعلی را مرتب پر میکند، این مسئله را ندارید.تیم من هیچوقت چیزی وارد نمیکند.
برای همین راهِ ورود فرم نیست. یک یادداشت کوتاه یا پیام صوتی بعد از جلسه، خودش کار و سابقه میسازد.فرقِ «فرصت» و «پروژه» چیست؟
فرصت کاری است که دنبالش هستید؛ پروژه کاری است که گرفتهاید. فرصتِ برنده پروژه میسازد و خودش بهعنوان سابقه میماند. هرکدام تابلو و مرحلههای خودش را دارد.دادهٔ ما باید به ابر برود؟
نه. میتوانید آن را روی سرور خودتان نصب کنید: لایسنس آفلاین، بی هیچ تماسی با بیرون، و مدل زبانی هم داخل شبکهٔ خودتان.
اولین فرصتتان را باز کنید
مخاطبهایتان را وارد کنید و ببینید هر مرحله چه میخواهد.