چیزهایی که در جلسهٔ فروش جا نمیشوند
نوشتههایی دربارهٔ حافظهٔ سازمانی، اسناد فارسی و پرسشهایی که خریدارها واقعاً میپرسند.
فرهنگ کار
«پالسش کن» — روزی که یک نرمافزار فعل میشود
هیچکس نمیگوید «در موتور جستوجو جستوجویش کن». میگوید گوگلش کن. این مقاله دربارهٔ روزی است که در دفتر شما کسی بگوید «بزار تو پالس» — و همه بدانند یعنی چه.
۴ دقیقه مطالعه
جلسهها
تبدیل جلسه به متن فارسی — چرا سخت است
پیاده کردن یک دموی پنجدقیقهای آسان است. جلسهٔ واقعی — نود دقیقه، دو زبان، اسم شرکتها و آدمها — جای دیگری میشکند. این چهار جای آن است.
۶ دقیقه مطالعه
جلسهها
چه کسی رونوشت جلسه را میخواند؟
نگرانیِ درستی است: جلسهای که نوشته میشود، خواندنی هم میشود. پاسخ ما پنج قاعده است — و دو استثنا که صادقانه میگوییم.
۵ دقیقه مطالعه
اسناد
چرا خواندن اسناد فارسی سخت است
هر ابزاری ادعا میکند OCR دارد. تفاوت جایی معلوم میشود که سند فارسی، اسکنشده و بدقواره باشد — و این پنج دلیلِ فنیِ آن است.
۶ دقیقه مطالعه
هوش مصنوعی
دستیار چه کاری را حق دارد انجام دهد — و چه کسی تعیین میکند
«هوش مصنوعی دارد» دیگر یک تمایز نیست. پرسشی که خریدار باید بپرسد این است: این دستیار چه چیزی را میتواند بدون تأیید من تغییر دهد؟
۵ دقیقه مطالعه
امنیت
دادهٔ مشتری کجا میماند
برای بانک، نهاد عمومی و دفتر حقوقی، این پرسش پیش از هر قابلیتی مطرح میشود — و پاسخهای مبهم به آن، خودشان یک پاسخاند.
۵ دقیقه مطالعه
CRM
چرا استقرار CRM شکست میخورد
شش ماه بعد از خرید، پایپلاین تصویری از خوشبینی است و بانک مخاطبین نصفه. مشکل تقریباً هیچوقت انتخاب نرمافزار نبوده.
۶ دقیقه مطالعه